خانه
عناوین مطالب
تماس با من
معلم روستا
هر پنجشنبه یک خاطره
معلم روستا
هر پنجشنبه یک خاطره
پیوندها
آموزش ریاضی متوسطه اول
ریاضی هفتم و هشتم و نهم
جایی برای گفتن دلتنگی ها
جدیدترین یادداشتها
همه
یادداشت روز(1404/12/20)
این روزها استفاده از واژه نگرانی برای همه ما دانش آموزان مدرسه ایران به صورت روزمره شده است. اضطراب چیزی است که همه ما...
یادداشت روز(1404/12/14)
ضمن عرض پوزش، در این شرایط دست و دلم به نوشتن نمی رود. اتفاقاتی که دارد رخ می دهد همچون آواری بر سرم خراب شده است و...
322. نراب
شروع سال تحصیلی امسال برای من با تمام سالهای گذشته متفاوت است. تعدادی از دوستان که حمید گل سر سبد آنها بود، دیگر...
321. شهریور
خوب شد که قبل از شروع امتحان خودم را در آینه دیدم، وگرنه جلو بچه ها به کلی آبرویم می رفت و تا مدتها به نام حاجی فیروز...
320. معدن
چند روزی به شهریور مانده بود که آقای مدیر زنگ زد و گفت: برای نوبت شهریور سوال طرح کن و خودت هم تکثیر کن، خودت هم بیا و...
319. کنسرت
همیشه تابستان برای من زمانی برای استراحت و رفع خستگی بعد از نه ماه کار است. برای همین اکثر اوقات را درخانه می گذرانم،...
318. خستگی
دیگر نه نایی داشتم و نه جانی، ولی حمید هنوز به صحبت کردن با بچه ها و سعی در آرام کردنشان ادامه می داد. توانایی و قدرتش...
317. مدیریت عجیب
متاسفانه فضای مدرسه پسرانه همچنان متشنج بود و من و حمید هم هر کاری از دستمان برمی آمد، انجام می دادیم تا آرامش برقرار...
۳۱۶. خشونت
بعد از ده سال خدمت در روستا برای اولین بار شاهد یک درگیری بسیار شدید بین دو دانش آموز در حیاط مدرسه بودم. آقای مدیر تا...
315. زنگ ورزش
هر جور حساب می کردم نمی توانستم درس را به زمان بندی تعیین شده برسانم. تعطیلات مترقبه و غیرمترقبه باعث شده بود که از...
پیوست(314. برف)
درود و سپاس با توجه به درخواست های بسیار، عکس هایی از آن روز سرد به اشتراک می گذارم. به امید گرم شدن روزگار سرد ما.
314. برف
سه شنبه بود و حسین و حمید نوبت صبح کلاس داشتند و بعد از مدرسه یک راست رفتند شهر، تا به خانه هایشان برگردند. ولی من نوبت...
313. دیجیتال
فیش های حقوقی را آخر هر ماه روی میز کناری دبیرخانه اداره می گذاشتند. ما هم هر وقت فرصت می کردیم، در راه برگشت از...
312. بخاری
سردی زمستان از یک طرف و این بخاری های مدرسه هم از طرف دیگر، روزگار ما در مدرسه دخترانه را سخت کرده بود. کلاس ها آن قدر...
311. موش
با کاری که کرده بودم، روابط خانم های مدیر با من به شدت رسمی تر شده بود و همچنین روز به روز به سردی می گرایید. فقط در حد...
310. دانا
دو سه سالی است که نظام آموزشی ما تحولی اساسی یافته است!!! دوره راهنمایی از سه ثلث به دو نوبت تقلیل یافته، تغییری که...
309. صبحانه
با توجه به شرایط پیش رو با حمید خیلی در مورد مدرسه دخترانه صحبت می کردیم. هر دو متعجب بودیم که چرا نسبت به آمدن این...
308. فرم پرسنلی
با آمدن این دو تا خانم کلاً تراز مدرسه از دستمان خارج شده بود، نه این که قبلاً همه کاره مدرسه بودیم، با بودن آقای مدیر...
307. اتاق دبیران
سی و یکم شهریور با دوستان قرار گذاشته بودیم که به وامنان برویم و خانه را دوباره تحویل بگیریم و وسایل را درونش بچینیم....
306. دهه دوم
چقدر سریع زمان می گذرد، نفهمیدم کی این ده سال به پایان رسید. باور نمی کنم به یک سوم دوران خدمتم رسیده ام، هنوز آن طور...
بایگانی
اسفند 1404
3
بهمن 1404
5
دی 1404
5
آذر 1404
4
آبان 1404
5
مهر 1404
4
شهریور 1404
4
مرداد 1404
5
تیر 1404
4
خرداد 1404
5
اردیبهشت 1404
4
فروردین 1404
4
اسفند 1403
6
بهمن 1403
4
دی 1403
4
آذر 1403
61
مهر 1402
199
تقویم
اسفند 1404
ش
ی
د
س
چ
پ
ج
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
جستجو
آمار : 54677 بازدید
Powered by Blogsky
تماس با من
نام
ایمیل
موضوع پیام
پیام